

پيغام مدير :
خواستم برای نبودنت دلتنگی کنم
که ....خیالت آمد
طراح قالب: Hastinet
| جستجو در مطالب |


دوستای گلم سلام
این روزها من خیلی دلتنگ و غمگینم خیلی تنهام زیاد حوصله حرف زدن ندارم ... دلم خواست بیام یه کم باهاتون حرف بزنم . می دونید شاید حرفهام تکراری شده باشه اما به شدت حس میکنم توی یه مدار گیر کردم
که فقط دور خودم میچرخم دور دلتنگی هام دلتنگی هایی که تمومی ندارن حسرتهایی که به پایان نمیرسن ... چرا سرنوشت انسان با حسرتها و دلتنگی ها گره خورده . کسانی که دوستشون داریم از ما دورن آرزوهامون ازمون دورن .... رویاهامون دست نیافتنی اند . . . همیشه حسرت چیزهایی رو میخوریم که شاید هرگز نتونیم به دست بیاریمشون ... همیشه همه تصوراتمون درست برعکس اون چیزی در میاد که فکر می کنیم خیلی خسته ام خسته و تنها .... تنها روی مدار ایستادم و با همه حسرتها و غصه ها و دلتنگی ها در جدالم .اطرافم رو نگاه می کنم می ترسم از اینهمه تنهایی وحشت می کنم .... سرمای این ترس روی تنم میشینه . به مشکلاتم نگاه می کنن می بینم که اونها هم خیلی ترسناک و بزرگن .... بازم برمیگردم به پیله تنهایی خودم ... فقط یه امیده که دلم رو گرم نگه میداره اونم ایمان به این مسئله است که خدای من از تمام این دلتنگی ها حسرتها و مشکلات بزرگتره . اما خوب گاهی آدم کم میاره توی زندگی من اینجا با شهامت اعتراف میکنم که کم آوردم وخیلی خسته ام یه جورایی بریدم . دلم میخواد درباره خیلی چیزها باهاتون حرف بزنم اما خوب الان نمی تونم اماتوی پست بعدی شاید براتون بیشتر گفتم .....

زیر این گنبد نیلی ، زیر این چرخ کبود
توی یک صحرای دور، یه برج پیر و کهنه بود
یه روزی زیر هجوم وحشی بارون و باد
از افق، کبوتری تا برج کهنه پر گشود
برج تنها سرپناه خستگی شد
مهربونیش مرهم شکستگی شد
اما این حادثه ی برج و کبوتر
قصه ی فاجعه ی دلبستگی شد
اول قصه مونو تو می دونی تو می دونستی
من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی
باد و بارون که تموم شد، اون پرنده پر کشید
التماس و اشتیاق و ته چشم برج ندید
عمر بارون عمر خوشبختی برج کهنه بود
بعد از اون حتی تو خوابم اون پرنده رو ندید
ای پرنده من، ای مسافر من
من همون پوسیده ی تنها نشینم
هجرت تو هر چه بود معراج تو بود
اما من اسیر مرداب زمینم
راز پرواز و فقط تو می دونی تو می دونستی
نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی
آخر قصه مونو تو می دونی تو می دونستی
من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی


خوب دوستان گلم
میخوام چند تا وبلاگ رو بهتون معرفی کنم
اولیش وبلاگ دوست گلم نیاز جون که خیلی کارش قشنگه
و با اینکه کار اولشه اما واقع داره عالی کار میکنه
دومی اولین وبلاگ خودمه که هکش کرده بودن و دوباره پسش گرفتم توی این میخوام بیشتر براتون عکس بگذارم تا شما ازشون توی وبلاگهاتون استفاده کنید کلا چیزهایی که به درد وبلاگهای احساسی میخورده چون همیشه دوستان از من می پرسند که عکسها رو چطور پیدا می کنم بنا بر این براتون میگذارم تا شما هم استفاده کنید

وبلاگ بعدی وبلاگ حقوقی منه که درگروه میعادگاه توش طلب مینویسسم امیدوارم که بتونید ازش
استفاده کنید


یادتون نره برام دعا کنید تا پست بعدی که خیلی زوده .........
دوستان عزیزی که میخوان کامنت بگذارن لطفا توی پست قبلی اینکار رو بکنند ممنونم .

